میـرزا کـاتب
 
قالب وبلاگ
دسته بندی مطالب





در خبر است1 روزی میرزا به مکتب2 بساطی3 بس مبسوط4 بگستردی5 و عزم سدّ جوع6 بنمودی!
خلق تبهکاری که به مکتب ول همی گشتند این بدیدند و چونان گرگ گرسنه اندر میرزا نظر همی کردند چونان که گویی بر طعام وی دام نظر بگسترند!
میرزا این چون بدید تلطفش تحریک همی گشت و وجدانش به اندرون ندا همی داد که روا نباشد که تو خوری و خلق گرسنه در تو همی نگرند! زین روی به ملاطفت و مناعت7 دست از مضغ8 طعام همی کشید و رو به سوی خلق ندا همی داد که آیید و از بساط مبسوط بهره همی گیرید که رب بسی خشنود گردد ز اطعام درماندگان و کنکوریان!
خلق تبهکار مکتب این چون بدیدند چونان رعدی خانمان سوز سوی بساط میرزا هجوم همی بردند و بساط میرزا همی دریدند! چونان که گویی هرگز بساطی در این میان نگستردی!
با بساط میرزا آن کردند که چنگیز و مغولان با خاک عدو نکردی!
سنگک خاش خاش را چنان بسمل نمودندی که گندم بیخته ای نیز از آن جان بدر نبرد!
میرزا چون این بدید مبلغی خون به گونه هایش همی دوید و دست به دامان رب همی بینداخت و تضرع همی سرداد که یارب این چه خلقتی باشد که جمله مخلوقات ز قحطی برون آمده باشند و بر بساط اهل معرفت چنین همی تازند!
و سپس میرزا شیون و ندبه همی سرداد و خاک بر سرش همی شد!
مریدان چون این بدیدند جامه ها همی دریدند و فغان ها سر همی دادند و بر سوگ همی نشستند!
و میرزا زان پس از برای آنکه از هجمه ی قحطی زدگان رهیده باشد ، طعام چونان بخوردی که گویی طعامی نخوردی! و حتی پشیزی نیز عطوفتش نجنبید ز جای که اطعام قحطی زدگان نیز با شکمی فربه خوش باشد! خوان میرزا که کیسه خلیفه نباشد که هر رهگذری در آن نظری کند و طعامی به یغما ببرد! میرزا خود دندان طعام خایی به مقدار کافی دارا بُوَد و از آن به مجال خود بهره نیکو بَرَد!

 

واژه نامه :

1 روایت شده است
2 در اینجا منظور همان کتابخانه ای است که در آن خلق برای کنکور درس خوانند
3 سفره
4 گسترده
5 پهن کرد
6 رفع گرسنگی
7 بلند نظری
8 جویدن


ارسال به :
[ ٢۳ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ میرزا کاتب ]

درباره وبلاگ

دو گوش آشنا برای شنیدن که نباشد اینجا مینویسم برای اینکه دو چشم غریبه ببینند!
آرشيو مطالب
امکانات وب
تماس با ما



لوگوی من: