میـرزا کـاتب
 
قالب وبلاگ
دسته بندی مطالب





دخترم...

چشم که باز کنی ، یک دنیا خواهی دید با یک عالم موانعی که میگویند برای ساختن زندگیت آفریده شده اند!

همه شان هم از قماش همان موجوداتی اند که پابرهنه وسط شعرت می دوند!

همانهایی که وقتی در حال نوشتنی ، کور میکنند چراغت را!

همانها که وقتی بخواهی راهی بروی ، سنگ توی راهت میشوند تا بخورند به پایت!

اما شعرت که آفریده شد...

متنت که کتاب شد...

راهت که به مقصد ختم شد...

همانها میشوند حس غریب شعرت!

حرف اول کتابت!

همسفر تمام راهت!

بترس از آنها دخترم!

بترس!


ارسال به :
[ ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ میرزا کاتب ]

درباره وبلاگ

دو گوش آشنا برای شنیدن که نباشد اینجا مینویسم برای اینکه دو چشم غریبه ببینند!
آرشيو مطالب
امکانات وب
تماس با ما



لوگوی من: